♥♥♥ شکـــلات داغ ♥♥♥

♥توی این شکلات داغ همه چی پیدا می شه♥




باز هفت سین سرور                    
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار                                                                         
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید

عید شما مبارک



[ سه شنبه 27 اسفند 1392 ] [ 05:09 ب.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]







سارا داره میره اینجا....

1/خوش به حالش!

2/هرچی التماس دعا دارید بگید..


[ دوشنبه 26 اسفند 1392 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


                           

[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


حتما  برید ادامه مطلب ببینید..

                                         

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 21 اسفند 1392 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


ین سنت به این معنا است که این بوقلمون تبدیل به شام روز شکرگذاری نخواهد شد و زنده خواهد ماند و در یک سال آینده در کاخ سفید زندگی خواهد کرد.

بوقلمونی
 که امسال مورد عفو اوباما قرار گرفت (+عکس)

 

روز گذشته اوباما به همراه دو دخترش ساشا و مالیا مراسم عفو بوقلمون را در حیاط کاخ سفید اجرا کردند.

نام این بوقلمون که شصت و ششمین بوقلمونی است که در تاریخ روسای جمهور آمریکا مورد عفو قرار می گیرد " پاپ کورن" گذاشته شد.

 



[ دوشنبه 19 اسفند 1392 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


مراسم سنتی و سالانه "ار یوئه ار" یا همان کوتاه کردن موهای کودکان در چین و با آغاز ماه دوم سال چینی صورت می گیرد که معتقدان به این مراسم سنتی اعتقاد به این دارند که کچل کردن موهای سر کودکان می تواند موجب آغاز نیرومند فصل بهار توسط آن کودک شود که البه کودکان چینی چندان با کوتاه کردن موهای خود موافق نیستند!


حتما ادامه مطلبو ببینین..خیلی نازن!!


ی
 

ادامه مطلب

[ شنبه 17 اسفند 1392 ] [ 07:45 ب.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]






طبقه بندی: عکس،
برچسب ها:مکه، کعبه، خونه خدا،

[ جمعه 16 اسفند 1392 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]


العالم: این زن ژاپنی که امروز (پنجم مارس- 14 اسفند) در یک سرای سالمندان تولد خود را جشن گرفت، در این تصویر در حال خوردن کیک تولدش دیده می شود.






خیلی بامزس!!!! گل سرشو نیگا کنین!!


[ چهارشنبه 14 اسفند 1392 ] [ 07:43 ب.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


نکات ظریف پنهان کاری:
اگه رو فرش یه پارچ آب ریختین:در کمال خونسردی یه بالش بزارین روش تا خودش خشک شه
نمک ریختین؟ دیگه خودتون میدونین که! با دست بزنین پخش وپلا شه
فلفل ریختین؟ چون بو میده، اول دو لیوان آب بریزین، بعد یه بالش بزارین روش!

وﺻﯿﺖ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ
.
.
ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﯿﺴﺘﻢ،
ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺴﺘﻢ!
ﻣﺎﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﺭﻭﺯ ﺧﺎﻛﺴﭙﺎﺭﯾﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺧﺮﻣﺎﻫﺎ ﻛﻪ
ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﻮﺵ ﻧﺪﻩ، ﭼﻮﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﯼ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﻧﺪﯾﺪ ﺑﺪﯾﺪ
ﻫﺴﺘﻦ ﻛﻪ ﻣﯿﺮﯾﺰﻥ ﺭﻭ ﺧﺮﻣﺎﻫﺎ ﺩﺧﻠﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﺎﺭﻥ !
ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﻮﺗﻢ ﻛﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻩ ،
ﻭ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺳﯿﺪ ﺑﺸﻮﯾﯿﺪ ﻛﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﺎﻧﺪ،
ﭼﻨﺘﺎ ﺳﯽ ﺩﯼ ﺯﯾﺮﻩ ﺗﺨﺘﻤﻪ ﻛﻪ ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺁﻫﻨﮕﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯ، ﻭﻟﯽ
ﮔﻮﻝ ﻧﺨﻮﺭﯾﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺸﻦ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﺸﻜﻮﻧﯿﺪﺷﻮﻥ !!
ﯾﻪ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﺸﺎﻟﻠﻪ ﺑﻤﯿﺮﯼ
ﻛﻪ ﯾﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺸﻪ ﺍﻭﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﯿﺪ ﻣﻦ مردم!!


تلویزیون داره میگه :
جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن …
یهو بابام برگشته میگه :
مسیرشون مشخصه دیگه …
اینترنت ..آشپزخونه…
اینترنت…دستشویی…
اینترنت…تخت خواب





[ پنجشنبه 8 اسفند 1392 ] [ 09:43 ق.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


کودک خردسالی که به جای بازی یاد می گیرد چگونه خود را میان جمعیت منفجر کند چگونه می تواند از زندگیش لذت ببرد؟





طبقه بندی: یه کوچولو درد دل،
برچسب ها:بمب، جنگ،

[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 04:27 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]


بطری روی زمین افتاد خم شد و ان را برداشت . سطل آشغال را وارسی کرد . کارش تمام شده بود . کیسه را روی دوش خود انداخت . اتوبوس را دید که از دور می آمد کیسه را روی دوش جا به جا کرد .

سوار اتوبوس شد اسکلت جلوی راننده تلوتلو می خورد از پنجره به بیرون نگاه کرد مردمی را دید که از هم قشر جامعه این طرف و آن طرف می رفتند . با خود فکر کرد که پی چه می روند؟ ایستگاه یافت آباد پیاده شد دیرش شده بود به سرعت شروع به دویدن کرد گوشه ی شلوارش به کنده درختی گیر کرد و به زمین افتاد . زانوی پوسیده ی شلوارش پاره شد . سوز سرما تا مغز استخوانش را به لرزه انداخت حال چگونه به پدرش می گفت که شلوارش را دوباره پاره کرده است تحمل سرما بهتر از شرمندگی پدرش بود . دم در رسید کیسه اش را تحویل داد و دستمزدش را گرفت و خوش حال و سرخوش از کمک خرجی که برای خانواده در آورده بود برای مدتی بدبختی های زندگیش را به دست فراموشی سپرد

.

.

.

جدا استعداد های من داره نادیده گرفته می شه





طبقه بندی: یه کوچولو درد دل،

[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]


حتما ببینین
 
                تو ادامه مطلبن.........


ادامه مطلب

[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


چت خارجی ها : مبادله اطلاعات و اخبار

چت ایرانی ها : دوستیابی



درس : عملی برای رفع بیکاری جوانان Reading a Book

مدرک آقایان : وسیله ای برای کاریابی

مدرک دختران : وسیله ای برای عرض اندام در شب خواستگاری

خط عابر بیاده : خط کشی که برای زیبایی در سر تقاطعها کشیده می شود

طناب : وسیله ای برای به دار زدن مجرمان

زندان : پایان همه محدودیت ها

چراغ قرمز : با احتیاط حرکت کنید

آرزوی راننده تهرانی : رانندگی کردن بادنده چهار

پزشک : معاون اول عزرائیل

دپپلم : کاغذی است که معمولا آن را درِکوزه می گذارند وآبش را می نوشند


اینترنت مخابرات : خواهر زاده لاک پشت

چهارشنبه سوری : روز ملی سوانح وسوختگی

زن همسایه : دوربین مخفی

تیمارستان : محلی برای نگهداری انسانهای کم آزار

14 فروردین : روز ملی افسردگی

روزنامه : شیشه پاک کن

دمپایی : سوسک کش


موبایل : وسیله ای برای ارسال جوک

کتاب : وسیله ای برای گمراه شدن

خواستگاری : آخرین دوستیابی 
دختر دم بخت :
پیر زن ازدواج نکرده

گوشت گوسفند : طلای قرمز

عدالت : از شعارهای انتخاباتی

تفکر : تا اطلاع ثانوی تعطیل
حق : آنچه عوام الناس بگویند


[ شنبه 3 اسفند 1392 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


تبلیغات در پاکستان :
کلاس کجا ثبت نام کنم ؟
منفجران فجیر
کجا ؟ منفجران فجیر
چی ؟ منفجران فجیر
تلفن : انفجار ، ۲تا بمب !{#emotions_dlg.e22}

 

 

سوﺍﻝ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺳﺎﻝ آﯾﻨﺪﻩ
ﻗﺪ 175 / ﻭﺯﻥ 43 / ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﯿﻠﯿﭙﺲ ﺭﺍ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ؟ 

 

 

همچین میگه “ای ساربان آهسته ران” که هرکی ندونه فک میکنه انگار شترا داشتن صد و هشتادتا میرفتن

 

یکی نوشته بود :

 

داشتم بدو بدو از پله ها پایین میرفتم که تو پاگرد پله دیدم دختر همسایه داره زور میزنه چمدون گنده رو ببره پایین
گفتم : کمک میخوای؟
گفت ممنون


چمدونو بلند کردم،پکیدم 70 کیلو بود
کم نیاوردمو مثل قاطر 4 طبقه رو دوییدم پایین
به پارکینگ که رسیدم دیدم یارو هنوز بالای پله هاست و از لای نرده ها داره بُهت زده نگاه میکنه
گفتم میخوای ببرم بیرون؟
برگشت گفت: راستش داشتم میبردم بالا

[ پنجشنبه 1 اسفند 1392 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ فاطمه جووووون ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic