تبلیغات
♥♥♥ شکـــلات داغ ♥♥♥ - کـــــــــــــودک کار

♥♥♥ شکـــلات داغ ♥♥♥

♥توی این شکلات داغ همه چی پیدا می شه♥

بطری روی زمین افتاد خم شد و ان را برداشت . سطل آشغال را وارسی کرد . کارش تمام شده بود . کیسه را روی دوش خود انداخت . اتوبوس را دید که از دور می آمد کیسه را روی دوش جا به جا کرد .

سوار اتوبوس شد اسکلت جلوی راننده تلوتلو می خورد از پنجره به بیرون نگاه کرد مردمی را دید که از هم قشر جامعه این طرف و آن طرف می رفتند . با خود فکر کرد که پی چه می روند؟ ایستگاه یافت آباد پیاده شد دیرش شده بود به سرعت شروع به دویدن کرد گوشه ی شلوارش به کنده درختی گیر کرد و به زمین افتاد . زانوی پوسیده ی شلوارش پاره شد . سوز سرما تا مغز استخوانش را به لرزه انداخت حال چگونه به پدرش می گفت که شلوارش را دوباره پاره کرده است تحمل سرما بهتر از شرمندگی پدرش بود . دم در رسید کیسه اش را تحویل داد و دستمزدش را گرفت و خوش حال و سرخوش از کمک خرجی که برای خانواده در آورده بود برای مدتی بدبختی های زندگیش را به دست فراموشی سپرد

.

.

.

جدا استعداد های من داره نادیده گرفته می شه





طبقه بندی: یه کوچولو درد دل،

[ دوشنبه 5 اسفند 1392 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ سارا ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه